آغاز دومین دوره مدارس پرفورمنس آرت و بازیگری سینما

 

نویسنده: روناز کمالی، کیوریتور و کارگزار مدارس پرفورمنس‌آرت و بازیگری سینما

دومین دوره‌ی مدرسه پرفورمنس آرت و مدرسه بازیگری سینما را در دانشکدگان هنرهای زیبا شروع کردیم. نشست معارفه‌ی دومین دوره‌ی مدرسه پرفورمنس‌آرت و دوره‌ی مقدماتی مدرسه بازیگری سینما، روز سه‌شنبه، دهم شهریور۱۴۰۵ و دوره‌ی پیشرفته مدرسه بازیگری سینما روز چهارشنبه، یازدهم شهریور۱۴۰۵ با حضور هنرجویان و جمعی از اساتید مدارس هنری برگزار شد. این نشست‌ها نه به صورت معمول از نوع مراسم‌های برگزاریِ تعارفات بود بلکه بدین‌ترتیب، اولین همفکری‌های جمعی‌مان را آغاز کردیم با گفتن از ایده‌ها، مسیرهای رفته و امیدهایی که بناست در آینده‌ی نزدیک و چه‌بسا دور رقم بزنیم. به سنت مکاشفه‌های افلاطونی در سالن نگارخانه هنرهای زیبا روبه یکدیگر نشسته و سخن گفتیم، و از استمرار ورزیدن گفتیم، از رها نکردن، از کوشیدن و خواندن و دیدن و شنیدن و ساختن.

 

 

نشست یا جلسه‌ی معارفه یا افتتاحیه و... به زعم من، اولین نقطه عطف یک مدرسه هنری است و می‌توان رویکرد مدرسه هنر را در آن تعقیب کرد. ازین‌رو، از شکل‌گیری هرگونه فضا و موقعیت متکلف در آن پرهیز دارم و معتقدم هر آنچه در این جلسه به‌دست آوریم تا پایان دوره در ساخت و پرداخت دستاوردهایمان دخیل است، و موضوع، برگزاری باشکوه این جلسه نیست بلکه ایده، افرادند و هدفی که برای آن گردآمده‌اند. البته این فضا در واقع از اولین مکالمه‌ها و جلسه‌ی مصاحبه ورودی که بی‌شباهت به یک گپ دوستانه برای شناخت دوسویه نیست، شروع می‌شود. با نگاهی به جمعی که زیر چتر این مدارس هنری در دانشگاه تاریخ‌ساز تهران گرد هم آمده‌ایم، می‌اندیشم که همه‌ی تلاش‌های چندماهه‌ی پیش از این در گذر از یک جنگ پررنج و طاقت‌فرسا، مضطر و مضطرب مانند به‌دوش کشیدن یک کوه، دشوار، به امید همین مکاشفه‌های جمعی و فردی بوده است. شخصا بارها ناامیدی را تجربه کردم و با خود گفتم شاید مأموریت من همین دوام‌آوردن برای هنر و اصطلاحا «کاری که دستم داده» و جویندگانش باشد، و حافظ خواندم:

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

صفای خلوت خاطر از آن شمع چِگِل جویم/ فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم

به کام و آرزوی دل، چو دارم خلوتی حاصل/ چه فکر از خبث بدگویان، میان انجمن دارم؟

مرا در خانه سروی هست کاندر سایه‌ی قدّش/ فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

ناگفته نماند اگر روحیه‌ی پویا و سازنده‌ی ساختار دانشگاهی در دانشگاه تهران نبود و حمایت‌های فکری و اجرایی مدیران دانشگاه تهران، ریاست محترم دانشکدگان هنرهای زیبا، جناب آقای دکتر مظاهریان و مدیریت پیشین مرکز آموزش‌های آزاد و تخصصی هنرهای زیبا، سرکار خانم دکتر فلاح که به‌واقع از بانیان این مدارس هنری آوانگارد در هنر معاصر امروز ایران محسوب می‌شوند و از نقش ایشان باید سخن گفت، سرکار خانم دکتر الی‌کایی مدیریت وقت مرکز آموزش‌های آزاد و تخصصی هنرهای زیبا، جناب آقای دکتر فاطمی‌نیا، معاونت مالی و اداری هنرهای زیبا، این مدارس هنری شاید شکل نمی‌گرفتند یا از پس دو جنگ و سالی که رفت، دوام نمی‌آوردند. چراکه اینجانب و بسیاری از هنرمندان مدرس دوره‌ها اگر رویکرد آوانگارد و بوهمی فعلی بر سیلابس و فضای مدارس و اعتماد ارزشمند مدیران دانشگاه تهران بر این مواجهه، حاکم نبود با تدریس در سازوکار دانشگاهی موافقت نمی‌کردند.

از این دریچه ضروری است بگویم که یکی از مهم‌ترین مأموریت‌ها و درعین حال، کارکردهای این مدارس هنر که می‌تواند منشأ تحول باشد و در این مورد سخن بسیار است، خلق فضاها و جریان‌هایی است که از بهم‌رساندن و تلاقی فضای آکادمیک و رسمی هنر معاصر کشور در یک نهاد دانشگاهی جریان‌ساز در ایران شکل می‌گیرد. چنین رویکردی طبیعتا تا همیشه موافقان و مخالفان خود را در هر دو فضا خواهد داشت. برای این منظور همواره حاصل کار یعنی پروژه‌ها و ژوژمان‌های این مدارس است که می‌تواند نظرها را به خود برگرداند و امیدوارم بتوانیم امسال بدون هیچ جنگ و رنجی، آن را اجرایی کنیم. درنتیجه از دشوارترین مسئولیت‌های پیش‌روی من و مدیران دانشگاه تهران، همواره مراقبت از همین فضای نتیجه‌گرایی و تلاقی دریاهای مواج هنر رسمی و فضای آکادمی است که طی دوسال اخیر در قالب مدرسه پرفورمنس‌آرت، مدرسه بازیگری سینما و مدرسه فیلمسازی تحت مدیریت بنده و سایر دوره‌های مرکز آموزش‌های آزاد هنرهای زیبا به یکدیگر رسیده‌اند، همچنین پرورش هنرجویان به مثابه دریانوردانی که خود، قطب‌نما شوند و بتوانند بادبان کشتی‌هایشان را در طوفان و روز سکون بادها، هدایت کنند و متوقف نشوند. طبیعت ساحت دریا و هنر که در اوصاف‌شان بی‌شباهت به یکدیگر نیستند با حرکت، موج‌پذیری، شکستن، دوباره ساختن و بازتولید خود و اثر خود، همراه است. ازین‌رو، کمترین دستاورد مدارس پرفورمنس‌آرت و بازیگری سینما دانشگاه تهران، پرورش هنرمندانی خواهد بود که در زمانه‌ی از قضا مواج خود، هنر را زیست کنند و ازپا ننشینند.

 

از حضور و فعالیت همه‌ی هنرمندان و پژوهشگرانی که در مدارس پرفورمنس‌آرت و بازیگری سینما تاکنون نقش مشاور اینجانب در بازنگری به دوره‌ها، مدرس و اجرایی بر عهده داشته‌اند، به ساخت و حرکت هنرجویان در این میدان میان‌رشته‌ای هنر، اهتمام ورزیده‌اند و زیستن و ننشستن را به هنرجویان آموخته‌اند، قدردانم.

در ادامه‌ی نگارش این یادداشت که به فرمایش جناب آقای دکتر مظاهریان، ریاست دانشکدگان هنرهای زیبا مرقوم شد، از هنرجویان مدرسه پرفورمنس‌آرت خواسته‌ام هر هفته، یک یادداشت از منظر خود برای سایت هنرهای زیبا بنویسند. استقبال خوبی شده است که در ادامه منتشر خواهند شد، و امیدارم بتوانیم در مدرسه بازیگری سینما و فیلمسازی نیز این را تبدیل به یک سنت کنیم.

مهر ۱۴۰۵

 

 

نوشته های اخیر

دسته بندی ها